خبر گزاری نجوا

نشریه تحلیلی خبری سیاسی دانشگاه های استان کرمانشاه

نجوا و تلاش برای بودن

به نام قلم آنچه خداوند به حرمت ان سوگند می خورد

از آنجا که رکن چندم جامعه مدنی امروز موی دماغ مسئولین شده است در دانشگاه های پیام نور

 و آزاد اسلامی کرمانشاه مسئولین دست به مبارزه با نجوای دانشجو زده و تمام سعی خود را برای

از بین بردن مجور توزیع ،انتشار و یا هر چیز دیگر می کنند

نامه بررسی نجوا بر روی میز کمیته انظباطی دانشگاه آزاد اسلامی است (کاملا خلاف قانون چون

 تمام مسائل مربوط به نشریات در کمیته ناظر و در نبود آن باید در شورای فرهنگی و با حضور

 مدیر مسئول مطرح شود)

در دانشگاه پیام نور به دلیل هم اسم بودن این نشریه با نشریه مجوز داده شده در دانشگاه آزاد

منع کرده اند (این قانون چگونه و از کجا آمده است را هیچ کس نمی داند ولی هست) و دلیل آن

 را نیز اعلام نمی کنند

امروز نجوا بیش از هر روز دیگر به کمک دانشجویان احتیاج دارد ....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت   توسط مدیر مسئول  | 

به داد این بیداد برسید

به نام قلم آنچه که خداوند به حرمتش سوگند خورده است ...

باز عاشورا و باز هم عزا و سیاه سیاه پر از ماتم

می خواستم با جمله ای از شهید دکتر شروع کنم ولی آنقدر فضا مسموم

شده است که خجالت میکشم حرمت سخنان ایشان را بشکنم  در باب حوادث

اخیر و عاشورای کثیف تهران سخن بسیار رفته است هر چند برای ابراز

دیدگاهی بی طرف و سالم باید سخنان دو طرف را شنید و متاسفانه سخنان

یکی از طرفین فعالان خاموش است لاکن ذکر چند نکته لازم می نماید


1. جنبش نقادانه و کاملا وطن دوستانه سبز که بر پایه ارزشها شکل گرفته بود

و یک میر ، میر آن بود امروز بازیچه "سازگارها" و "کدیورها" شده است و اگر

رهبران بومی آن فکر نکنند دیگر نباید اسمی از نقد و انتقاد سازنده آورد


2. روزگاری وقتی "عاشورا" می خواندم باور نمی کردم که این روز برای کسی

هماکنون مبارک باشد و آخرین کسانی که این حادثه را آفریدند به خونخواهی

عاشورا  به قتل رسیده اند ولی امروز باید برای عاشورای حسرت خورد که پس

از گذشت 14 قرن از تولد ان هنوز برای عده ای مبارک است... و وا ویلا از

کسانی که باور می کنند اینان ایرانی و یا مسلمان هستند ...


3. امیدوارم قبل از آنکه دوباره "بی بی سی ها " و "فاکسنیوزها" و

"صوراسرافیل" ها زبان رهبران سبز شوند خود انها وارد عمل شده و برائت خود

را از این جبهه کثیف اعلام دارند وگرنه باید منتظر حوادثی تلخ تر بود که به نام

انها نوشته خواهد شد...


4. سکوت هم اکنون برای هر کس به منزله سکوت کوفیان است هر کسی که

می داند جیره خوارها چه می خواهند و چیزی نمی گوید هر کسی شال سبز

می بندد و به شال سبز و لباس روحانیت احترام میگذارد هر کسی ... باید ندای

ماهوراه ها راخاموش و فراموش کند و به فکر میهن اسلامی خود باشد ....

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت   توسط مدیر مسئول  | 

بوی کفر از شام می آید

بسم الله

محمد سعید احدیان سردبیر روزنامه خراسان در مطلبی با عنوان "آقای موسوی آیا درباره اغتشاش در عاشورای حسینی هم سکوت می کنید ؟" نوشت:

اگر خودم وسط ماجرا نبودم و با چشمان خودم خیلی چیزها را ندیده بودم و همانند دفعه های قبل اخبار را از خبرنگاران و سایت های داخلی و رسانه های خارجی می گرفتم، این یادداشت را نمی نوشتم. اگر خودم ندیده بودم که چه کسانی با چه قیافه و وضعیتی و به چه شکل عاشورای امام حسین را صحنه درگیری خیابانی و به آتش کشیدن اموال عمومی و مردم عادی کرده اند، این یادداشت را نمی نوشتم چرا که فضایی که برخی سایت ها تصویر کرده اند کاملا با آنچه با چشمان خودم دیدم، متفاوت و در برخی مواقع متناقض است.

خودم دیدم که دانشجویان دانشگاه تهران که عمدتا بسیجی بودند با آنکه احتمال وقوع درگیری را می دادند، صرفا براساس نظر رهبرشان که از آن ها آرامش را طلب کرده بودند، به عزاداری مشغول بودند و فقط زمانی که شنیدند عده ای خیابان ها را ناآرام کرده اند با اعلام “حرام” بودن هرگونه درگیری فقط برای شعاردادن و اعلام موضع به صورتی آرام به خیابان آمدند.اگر سایت بی بی سی عکس مردی که با صورتی خونی در حال حرکت است را در نمایی بسته منتشر می کند در حالیکه تعدادی در حال عکس گرفتن از او هستند، من خودم دیدم پیرمردی با پشتی خمیده را که با لباس سیاه عزاداری، با پیشانی خونی در حمایت از رهبرش به محل سنگپرانی اغتشاش گران حرکت می کرد و با خود گفتم خدا کند او پدر شهید نباشد!

به چشم خود دیدم که عده ای با لباس ها و چهره هایی نامناسب در روز عاشورای حسینی، با در دست داشتن عکس آیت الله منتظری شعار می دادند و مردم که تعداد آن ها حداقل ۱۰ برابر بیشتر بود فقط با شعار جواب آن ها را دادند. بارها شد که از بین حدود ۱۵ هزارنفر جمعیت عزادار دانشگاه تهران تعداد معدودی که توسط معترضان “تحریک” شدند بنای درگیری داشتند، توسط دیگران منع می شدند.اگر حتی یک اسلحه دست یک مامور نیروی انتظامی یا معدود بسیجیان حاضر در این صحنه ها دیده بودم،خبر کشته شدن یکی از اقوام آقای موسوی از بین تعداد زیادی از حاضران آن هم با گلوله، برایم تعجب آور و مشکوک نبود. پیش از این هرزمان که صدا و سیما صحنه هایی از آتش گرفتن اموال عمومی و خصوصی را می داد، این احتمال را می دادم که این رفتار صدا و سیما همانند رسانه های خارجی دیدن یک طرف ماجرا است این تردید هنوز هم درباره گذشته برجای خود باقی است اما نمی توانم این بار سکوت کنم وقتی خودم دیدم که خانمی محجبه با ناراحتی به مامور آتش نشانی می گفت:«این یک شرکت خصوصی است که آتش زده شده است. ما نه این طرفی هستیم و نه آن طرفی» من تاکنون برای معترضان لفظ اغتشاش گر بکار نبرده ام چرا که براساس گفته رهبرانقلاب معتقد بودم و هستم، عمده معترضان پس از انتخابات اغتشاش گر محسوب نمی شوند اما واقعیت این است از این جمع که چه بسا هنوز بسیاری از آن ها سوالات و انتقادات خود را به جا می دانند، تنها اغتشاش گرانند که بانک ها را آتش می زنند، کیوسک های تلفن را از جا در می آورند یا نرده های خیابان را از جا در می آورند و آنچه باعث تاسف است این است که عاشورای حسینی را مستمسک قرارداده اند و از آن تاسف بارتر این که شخصی با سابقه انقلابی و جزو معتقدین به مکتب امام حسین(ع) تاکنون نه تنها دربرابر اقدامات غیرشرعی، غیراخلاقی و غیرقانونی این عده اعلام مواضع نمی کند بلکه در سایت رسمی اش خود را رهبراین جریان می داند.

به ایشان پیشنهاد می کنم خود را از گیرودار اطرافیانی که متاسفانه اکثر مسئولان ما را احاطه کرده اند، نجات دهد و مستقیم به میان مردم بیایند و ببینند در جامعه چه خبر است ببینند چه تعداد هوادار، با چه انگیزه هایی، با چه اعتقادات دینی و مخصوصا با چه رفتارهایی برای ایشان باقی مانده است؟ البته برای ما روشن است که در بین بخشی از مردم، نه تنها فقط کسانیکه به آقای موسوی رای داده اند سوالات و انتقاداتی وجود دارد- که البته نسبت به روزهای ابتدای پس از انتخابات به شدت کاهش پیدا کرده است- اما ایشان باید بداند که قریب به اتفاق این عده حساب این انتقادها را از فرایندی که ایشان در پیش گرفته اند جدا کرده اند.قبلا هم نوشته ام مردم آرامش سیاسی می خواهند مردم نمی توانند شعار اعتقاد به امام بشنوند اما رفتاری در تناقض با آن ببینند، مردمی که حاضرند همه چیزشان را فدای امام حسین کنند نمی توانند عاشورای حسینی مورد سوءاستفاده عده ای که از رفتارشان روشن است باوری به راه امام حسین ندارند، قرار گیرد.جناب آقای موسوی براساس ارتباطاتی که با اقشار مختلف مردم و گروه های سیاسی دارم می گویم کسانی که با دغدغه انقلاب حامی شما شده بودندپس از ماجرای روز قدس از شما کناره گیری کردند، بسیاری از حامیان شما نیززمانی که دیدند شما از عده کشی های خیابانی و التهاب آفرین حمایت می کنید، حرف های خود را با روشی که شما در پیش گرفته بودید در تعارض دیدند و حال که می بینند عاشورا مستمسکی برای اغتشاش شده است آن هم اغتشاشی که شما درابتدا آن را نفی می کردید و اکنون از آن حمایت، دیگر دلیلی حتی برای هواداری قلبی پیدا نمی کنند. آقای موسوی شما شیعه هستید و ایرانی و حتما می دانید باور به امام حسین در این مردم تا چه میزان عمیق است، بنابراین شما حداقل از سنگ پرانی ، به آتش کشیدن اموال مردم و دیگر اغتشاشات روزعاشورا تبری جویید شاید هنوز دیرنشده باشد هر چند که “خیلی زود دیر می شود” .

محمد سعید احدیان 
سردبیر روزنامه خراسان

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت   توسط مهمان  | 

تم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت   توسط مدیر مسئول  | 

هدایای به مناسبت محرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت   توسط مدیر مسئول  | 

واقعا در دانشگاه رازی چه گذشت ؟؟؟

به نام قلم آنچه خداوند به خاطر نوشتن به آن سوگند خورده است

به رسم ادب و احترام

هرچند که سخن در مورد تجمع در دانشگاه رازی بسیار است ولی سخنانی ماند که صبر کردم پس از نقل های دوستان منعکس کنم ولی اخباری که در این چند ساعت خواندنم باعث شد که گاها خجالت بکشم خبرنگار هستم باور کنید جمع سبز ها از 70 نفر بیشتر نشد و از 20 نفر هم کمتر نشد باورکنید جمع بسیجیان از 200 نفر کمتر نشد و از 1000 نفر هم بیشتر نشد

اول آنکه تجمع به دعوت از دانشگاه رازی و به مهمانی تمام دانشگاه هاتوجه کنید دانشگاه ها برگزار شد پس هیچ غیر دانشجویی در آن جمع نبود

http://komailnazari.persiangig.com/image/Azr0028.jpg

دوم آنکه در بعضی از سایت ها از لفظ درگیری و یا دیوار انسانی سخن می گویند جالب است بدانید دیواری که بر گرد جمع قلیل (تقریبا 60 نفری) دوستان سبز کشیده شده بود از خود بسیجیان دانشجو بود از آنجا که توهین های شدیدی علیه خود بسیجیان از زبان آنها می رفت بسجیان مصلحت اندیش اقدام به ایجاد این دیوار انسانی و محافظت کردند پس محافظت از توهین کننده گان در مقابل بسیجیان نیز بر عهده بسیجیان بود


تجمع عاشقان ولایت

سوم همایش را بسیجیان شروع کردند و قرار بود یک همایش ساده و یک راهپیمایی ساده تر به سمت مزار شهدا باشد توهین و تخریب های دوستان سبز باعث شد که این فضا به تقابل بین شعار ها مبدل شود

چهارم توجه کنید اکثر دوستانی که در عکس ها و فیلم های جنبش سبز حضور دارند افرادی بی طرف هستند یا کسانی که به دنبال حقیقت می گردند پس آنها را به جنبش سبز نسبت ندهید جمع واقعی جنبش را وقتی شعر در مقابل دانشکده فنی می خوانند می توانید بشمارید از 30 نفر بیشتر نخواهد شد

88.9.24    .

پنجم از امام سخن رفت برای دوستان سبز اندیش می گویم اصل ولایت فقیه اصلی است که امام بنیان آن را نهاده است اگر امام را قبول دارید بروید کتاب را مطالعه کنید اگر ندارید چرا توهین می کنید خود را با کلماتی مثل دروغگو و صحنه سازی و لباس شخصی گول نزنید اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید

 

ششم از شهید بزرگوار همت سخن رفت تکه ای از وصیت نامه این شهید بزرگوار را کپی کرده ام تا شما هم بدانید بسیجی واقعی چه کسی است

«مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند.   ای کاش به خود می آمدند.  از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود  نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ...  ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.  مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم  صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .»

صحنه های از جنبش سبز واقعا دیوانه کننده بود مثلا زمانی که این عزیزان کنار کشیده بودند  و به وسیله دوستان بسیجی محافظت می شدند سکوت کردند تا آقایان رد شدند و هنگام گذر خانم ها شروع به توهین به بسیجیان کردند  و یا مسخره کردن لفظ الله اکبر در ابتدای مراسم که و تجمع که باعث شد در مورد دین آنها نیز دوباره اندیشی کنیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت   توسط مدیر مسئول  | 

پاسخ به شبهات (1)

1.        فرقه اهل حق از کجا شروع شده است و آیا پیروان این فرقه مسلمان هستند؟

 

تاریخچه مسلک اهل حق

 

با توجه به رواج بی سوادی و روحیه را زنگهداری در میان «اهل حق» یا «یارستان»، نمی توان پیرامون این مسلک نظری قطعی صادر کرد.

مولف کتاب " سرسپردگان" می نویسد: تعیین تاریخ پیدایش این جماعت، موضوع ساده ای نیست، زیرا منبعی که بتواند تاریخ حقیقی پیدایش آیین اهل حق را به ما نشان دهد، سراغ نداریم. 1

با این حال، درباره ریشه و تاریخچه این مسلک دیدگاه های مختلفی وجود دارد که در این جا به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

• برخی از صاحبنظران یا رستان می گویند که این مسلک از زمانی که خداوند با ارواح آدمیان به گفتگو پرداخت و از آنان بر الوهیت خود اقرار گرفت پی ریزی شده و پیامبران الهی یکی پس از دیگری مبلغ این مسلک بوده اند.

در نامه سرانجام آمده است:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت   توسط مدیر مسئول  | 

مطالب قدیمی‌تر